English
فصلنامه هنر علم و فرهنگ
معرفی نشریه
فصلنامه هنر علم و فرهنگ

فصلنامه هنر علم و فرهنگ

مقالات آخرین شماره منتشر شده از آخرین دوره نشریه
 دوره2،شماره1 (فصلنامه هنر علم وفرهنگ/1393) ،پیاپی2
 
1
مقایسه نتایج آموزش هنر(نقاشی)با رویکرد انسان گرایی و رویکرد رفتارگرایی (روش سنتی ) در مدارس ابتدایی شهرتهران
( 1228 بازدید ) ( 304 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 2 - شماره 1 - شماره پیاپی 2
نویسندگان :
خلاصه مقاله :


چکیده :

هدف:این پژوهش به منظور مقایسه نتایج روش های آموزش هنر(نقاشی) در مدرسه مشارکتی به عنوان نمونه ای از روش آموزش انسان گرایی و مدرسه غیر انتفاعی پیشاهنگ به عنوان نمونه ای از روش آموزش رفتارگرایی (سنتی) در تهران صورت گرفته است.

روش:پژوهش حاضر یک پژوهش توصیفی ازنوع علّی مقایسه ای با پس آزمون است. با روش نمونه گیری در دسترس کلیه دانش آموزان دو مدرسه فوق شامل کلاسهای اول تا پنجم درمجموع 129 نفرانتخاب شده اند.در پایان سال تحصیلی از کلیه دانش آموزان دو مدرسه پس آزمون (امتحان نقاشی) بعمل آمد. سپس برگه های نقاشی جمع آوری شده را بدون آگاهی داوران از روش آموزش آنها ، دراختیار سه نفر از اساتید نقاشی بعنوان داوران آثارهنری گذاشته و از آنان خواسته شد براساس ملاک های ارزیابی کیفیت نقاشی به هر نقاشی نمره ای ازصفر تا بیست اختصاص دهند.معدل سه نمره بدست آمده برای هر نقاشی بعنوان شاخص کیفیت نقاشی مورد تجزیه و تحلیل آماری قرارگرفت.

یافته ها:نتایج حاصل از جداول و نمودارهای آماری حاکی از آن است که تفاوت محسوس و معنی داری بین روش آموزش انسان گرایانه و روش آموزش رفتارگرایانه (سنتی) وجود دارد بعبارت دیگر ، این نتایج نشان داد که روش انسان گرایانه تاثیر بیشتری نسبت به روش رفتارگرایانه در بهبود عملکرد نقاشی دانش آموزان داشته است.

بحث و نتیجه گیری:تبیین یافته های پژوهش حاضر نیاز به تامل و تعمق بیشتری دارد اما چنین به نظر می رسد که اگر آموزشهای هنری با روش انسان گرایی را جایگزین روشهای متداول رفتارگرایی کنیم موجب بروز نشانه های مثبت آن در نگرش دانش آموزان به موضوعات هنری خواهد شد و همچنین افزایش خلاقیت دانش آموزان نه تنها در هنر بلکه در سایر جنبه های زندگی در حال وآینده را مهیا خواهد کرد.
تخصص ها :
واژگان کلیدی:روشهای آموزش هنرنقاشی، رویکرد رفتارگرایی، رویکرد انسان گرایی، دانش آموزان ابتدایی، آموزش سنتی .

2
روانشناسی تبليغات درهنرمانوی
( 661 بازدید ) ( 169 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 2 - شماره 1 - شماره پیاپی 2
نویسندگان :
خلاصه مقاله :
چکیده

بدون شک دردنیای ایران باستان ، مانی یکی ازمعروفترین مبلغان مذهبی به شمارمی رود . او که داعیه پیامبری داشت برای ارائه دین خود که درواقع تلفیقی ازمهمترین ادیان آن زمان بود ، بابهره گیری ازروشی نوین درتبلیغ دین جدیدش، تبدیل به یکی ازنام آورترین شخصیتهای دینی ایران باستان گردید.هوشمندی مانی وپیروانش دراستفاده آگاهانه ازهنرهای بصری وتجسمی که شاخص ترین آنها هنرنقاشی ونگارگری بود چنان اثروسیعی درانتشاراین آیین نوظهورداشت که به تدریج ازمرزهای سیاسی ایران فراتر رفت ونفوذ وتسلط آن برافکارآدمیان درشرق تا به چین ودرغرب تا اروپای شرقی کشیده شد.استفاده ابزاری و هوشمندانه مانویان دراستفاده ازهنرطراحی ونقاشی ، چنان اثرعمیق وقدرتمندی درتاریخ ایران باستان برجای گذاشت که نتایج آن تا قرنها بعدوحتی درعصرحاضر، به عنوان کاربرد تبلیغی هنردرعرصه های مختلف وازجمله درتزیین کتب که ازآن به عنوان کتاب آرایی یادمی شود ، به خوبی مشهوداست. تحقیق حاضربرآن است تابانگاهی به علم تبلیغات دردنیای معاصربه بررسی کاربردتبلیغی هنرنقاشی درترویج عقایدمانی بپردازد که ازجمله پیشگامان استفاده ازهنر به مثابه ابزارتبلیغاتی جهت ترویج ونشرعقایدخویش دردنیای باستان محسوب می گردد.روش تحقیق دراین پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده وبرمبنای گردآوری اطلاعات اسنادی واستفاده ازمنابع مکتوب صورت گرفته است
تخصص ها :
واژگانکلیدی: ایران باستان ، تبلیغات ، مانی ، نگارگری مانوی ، کتاب آرایی.

3
کتیبه‌های اسلامی آذربایجان در سده‌های پنجم و ششم هجری و تصحیح بازخوانی برخی از آن­ها
( 650 بازدید ) ( 67 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 2 - شماره 1 - شماره پیاپی 2
نویسندگان :
خلاصه مقاله :
چکیده

سده‌های پنجم و ششم هجری مصادف با حکومت سلجوقیان در ایران، دوران شکوفایی کتیبه­های اسلامی به خط تعلیق، نسخ و کوفی است. اما تعداد کتیبه‌های شناخته‌شده به خط کوفي يا خطوط دیگر در منطقه آذربايجان در این سده­ها و پیش از آن بسيار اندک است. به طوری که مجموعاً تعداد 9 کتيبه در اين پژوهش ـ به صورت میدانی یا کتابخانه­ای ـ یافته و بازخواني شده است. یافتن دلایل تعداد اندک این کتیبه­ها در دوران شکوفایی و وفور کتیبه‌نویسی عربی و اسلامی یکی از سوالات اصلی این پژوهش بوده است.

مقاله حاضر، در گام نخست به شناسایی و توصیف تنها نمونه­های کتیبه­نگاری­ بناهای تاریخی منطقه آذربایجان مربوط به پیش از سده­ ششم هجری پرداخته و پس از بازخوانی انتقادی این مجموعه، دو کتيبه مربوط به گنبد مدور و گنبد کبود مراغه که قبلاً توسط آندره گدار (1371) بازخوانی شده­اند را با استفاده از مستندات تصحیح کرده است. در نهایت بررسی مجموع یافته‌ها نشان می‌دهد که کتیبه‌های اسلامی آذربایجان در شش سده اول هجری می­توانسته بسیار بیش از این تعداد باشد و بررسی شواهد تاریخی و مستندات ارائه شده، به تأیید این فرضیه می­رسد که اکثر این کتیبه­ها در چند قرن بعدی به ویژه در اوایل دوره صفوی تخریب‌شده‌اند.

پژوهش حاضر از نظر هدف بنیادی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی است و اطلاعات آن چنانکه اشاره شد، به صورت میدانی و کتابخانه­ای گردآوری شده است. با توجه به پراکندگی این کتیبه­ها در سطح منطقه آذربایجان، معرفی و بازخوانی یکجای آن‌ها در یک مقاله گام مهمی در جهت تحلیل تحولات تاریخی دوره مذکور و دوره‌های بعدی از نظر کتیبه‌نویسی دارد؛ به ویژه آنکه چهار بناي آرامگاهيِ گنبد سرخ، گنبد مدور و گنبد کبود مراغه و بناي سه گنبد اروميه، جزء منحصربه‌فردترین آثار اين دوره‌اند.
تخصص ها :
واژگان کلیدی: کتیبه‌های اسلامی، خط کوفی، دوره سلجوقی، آذربایجان، قرن پنجم و ششم هجری

4
عملکرد تجسمی مکان « نقطه» در نوشتارنگاری فارسی
( 811 بازدید ) ( 68 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 2 - شماره 1 - شماره پیاپی 2
نویسندگان :
خلاصه مقاله :
چکیده:

مساله مورد توجه این تحقیق این است که در گرافیک ایران پیوسته ساختار شکنی ‌هایی در نوشتارنگاری انجام می شود ، نظیر شکستن حروف از حالت متصل به شکل منفصل، جابه‌جایی نقاط،پر کردن حفره‌های حروف مدور ، حذف نقطه ها ، ... که گاهی دارای هدف صرفاً زیباشناسانه است و نوشتار را از کارکرد اصلی خود –یعنی خوانش پیام کلامی- دور می‌سازد.

هدف این پژوهش ، دستیابی به عملکرد تجسمی نقطه ی حروف در نوشتارنگاری فارسی به منظور ترغیب خلق آثارجدید که در عین ایجاد چالش های بصری منطقی و هماهنگ با محتوای پیام، به حفظ توام جنبه های زیبایی وکارکردی نوشتارنگاری در پیام گرافیکی بپردازد .

در این مقاله کنش تجسمی (جهت ، تاًکید ، تعادل، چرخش، حرکت، و...) بر مکان نقطه در نوشتارنگاری فارسی از طریق تحلیل حروف نقطه دار _درکاربرد عنوان و شعار که در آنها به دلیل بزرگ بودن نسبت به سطح محدوده، نقطۀ حروف در موقعیت نقطه تجسمی قرار می گیرد _ بر اساس قوائد مبانی هنرهای تجسمی با رویکرد نظریه گشتالت در هنر بررسی گردیده است . نمونه های مورد بررسی حروف نقطه دار فونت های ساده و بدون تزئینات فارسی و در دسترس عموم طراحان گرافیک بود ، که از لحاظ ساختار تجسمی دارای ویژگی مشابهت هستند . در تحلیل ها تاکید بر حروف منفصل و نمونه ای از اتصالات به عنوان جمله انجام شده است .

نتایج حاصله نشان می دهد که مکان نقاط در حروف نقطه دار ، در نوشتارنگاری کاربردی ساده و بدون تزئینات فارسی ، از منظر شکل گیری روابط دیداری قانونمند ، اهمیت دارد و بر این نکته تأکید شد که جابجایی غیر قانونمند نقاط در نوشتارنگاری فارسی ، روابط دیداری حاکم بر آن را مختل می کند . کاربرد این جستار ، لزوم ایجاد هر گونه تغییر و نو آوری در نوشتارنگاری فارسی ، در چارچوب شناخت دقیق قوائد مبانی دیداری حاکم بر آن ها ، و در عین حال حفظ فرایند سهولت خوانش بود .

واژگان کلیدی:نوشتارنگاری فارسی ، نقطه حروف فارسی ، نقطه تجسمی
تخصص ها :
واژگان کلیدی:نوشتارنگاری فارسی ، نقطه حروف فارسی ، نقطه تجسمی

5
بررسی و تحلیل نقوش چادرشب قاسم آباد گیلان
( 1000 بازدید ) ( 167 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 2 - شماره 1 - شماره پیاپی 2
نویسندگان :
خلاصه مقاله :
چکیده

دستبافته های موجود در منطقه گیلان از جمله آثار هنری است که مجموعه ای زیبا از نقش مایه های انتزاعی ، گیاهی و حیوانی را در بر می گیرد .یکی از این دست بافته های زیبا ، چادرشب می باشد .

در این راستا می توان گفت، چادرشب قاسم آباد گیلان به عنوان دسته ای از آثار هنری –کاربردی عصر حاضر ، بنیانهای تصویری کهنی دارد ، که در این پژوهش به بررسی این بنیان ها در نقش مایه های موجود در چادرشب های قاسم آبادگیلان پرداخته می شود .

نتایج حاصل از این بررسی نشانگر وجود نقوشی چون درخت زندگی ، پرنده ، بز ، مردسوار بر اسب ، خورشید ، اسواستیکا ، خطوط زیگزاگ و مربع می باشند که نقوش مشترک بین چادرشب های گیلان و آثار مکشوفه ی مارلیک و املش هستند. این نقوش به صورت میراث شفاهی به هنرمندان بافنده ی چادرشب رسیده است . حضور فعال این نقوش ، ترکیبات تصویری بسیار غنی و قابل تأملی را در چادرشب ها خلق کرده است .

این پژوهش به روش توصیفی–تحلیلی است و شیوه ی گردآوری مطالب کتابخانه ای همراه با مشاهدات میدانی می باشد.
تخصص ها :
واژگان کلیدی : چادرشب ، قاسم آباد ، تمدن مارلیک و املش ، نقوش انتزاعی

6
مکانیسم بازنمایی تصویر کودک در ساختار روایتی وتصویر سازی کتاب « دیگر درخانه پسرک هفت صندلی بود»
( 752 بازدید ) ( 92 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 2 - شماره 1 - شماره پیاپی 2
نویسندگان :
خلاصه مقاله :
چکیده

نگاه به جنبه های متفاوت زندگی کودکان، به ویژه تأثیر تصویرسازیهای ادبیات داستانی بر آنان همواره مورد توجه منتقدین بوده است.لذا پژوهش حاضر به مطالعه یکی از این موارد اختصاص دارد. از آنجا که تاکنون با رویکرد تصویرسازی و عدم تطابق آن با متون روایی به مطالعه کتاب های کودکان پرداخته نشده است، در این نوشتار با استفاده از نظریه «رولان بارت» درباره ساختار روایت ها و نظریه«استوارت هال» نسبت به بازنمایی، داستان «دیگر در خانه پسرک هفت صندلی بود» انتخاب شد. از آنجاکه در ادبیات روایی کودکان، همواره ترکیب ساختار و مضامین تصاویر با داستان در ارتباط با یکدیگرند و تصویر سازی بر اساس زمینه اجتماعی مؤلف و تصویرساز و همچنین برداشت آنها از کودک و دوران کودکی انجام می پذیرد، همواره چنین قرائتی را از کودک و دوران کودکی در ذهن داشته و آن را باز تولید می کنند. در این مقاله با استفاده از روش تحقیق توصیفی داستان مذکور مورد بررسی قرار می گیرد. نتایج تحلیل های تصاویر و شیوه بازنمایی کودک در آنها، نشان دادند کودک بازنمایی شده در تصاویر، به طور معمول نمی تواند به شکلی خلاقانه و مستقل در فرآیند ساخت معنا شرکت جوید و تصویرساز و مؤلف به شکل ناخودآگاه، به طور معمول قرائت مسلطی را که در بستر فرهنگ جامعه از «کودک» و«دوران کودکی» وجود دارد، در قالب کلیشه ها و رمزگان فرهنگی و ایدئولوژی مسلط،به متن یا تصویر تحمیل می کنند.
تخصص ها :
واژگان کلیدی:بازنمایی، تصویر، تصویر سازی،روایت، کودکی

7
خوانشی تازه بر بازنمایی و تفسیر هنری چهار هنرمند معاصر بر اثر مونالیزا (با تکیه بر مطالعه ی تطبیقی هرمنوتیک و دیکانستراکشن)
( 930 بازدید ) ( 170 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 2 - شماره 1 - شماره پیاپی 2
نویسندگان :
خلاصه مقاله :
چکیده:

در دهه های اخیر پیدایش یک رویکرد جدید در مورد چگونگی نگرش و دوباره خوانی متون ادبی و هنری، مورد توجه قرار گرفته است. این منظر جدید که دیکانستراکشن1 (واسازی) نام دارد با نگاهی بن فکنانه، در تقابل با ساختارگرایی2 هرمنوتیک3 (تأویل) قرار می گیرد. هرچند که وجود تشابهاتی میان این دو منظر، ارتباط و اشتراکات پایه ایی را میان این دو گرایش تفسیری اثبات می کند تا آنجا که می توان مدعی زایش دیکانستراکشن (واسازی) از نهان هرمنوتیک (تأویل) شد لکن بسترهای متباینی که هرکدام از این دو نگرش در آن تجلّی یافته اند؛ و منظر آزادانه ی که دیکانستراکشن دارد به نظر می آید این نوع تفسیر اخیر مرحله ای فراتر از هرمنوتیک مدرن است. با اینحال این مقاله با رویکرد مطالعۀ تطبیقی دیکانستراکشن (واسازی) با هرمنوتیک (تأویل) از منظر ویتگنشتاین و گادامر سعی دارد بر عدم جدایی هرمنوتیک و دیکانستراکشن تأکید ورزد و در این راستا با تحلیل 4 نمونه از آثار اقتباسی هم منظر دیکانستراکشن و هم هرمنوتیک را برای این آثار قائل می شود. بر این اساس این نتیجه حاصل می شود که نمی توان قطعاً مدعی شد یک تفسیر، تفسیری دیکانستراکشنی است یا هرمنوتیکی بطوریکه هرچند در نظر می توان تمایزاتی میان این دو نوع یافت ولیکن در عمل به خاطر محدودیّت و قید و بندهای غیر قابل انکار تمایزی دیده نمی شود بطوریکه یک تفسیر دیکانستراکشنی در آزادانه ترین حالت تنها می تواند یک نوع هرمنوتیک مدرن باشد. این مقاله بر اساس روش تحقیق توصیفی - تحلیلی به انجام رسیده و در تحلیل اطلاعات از روش تطبیقی استفاده شده است.
تخصص ها :
واژگان کلیدی:مونالیزا،هرمنوتیک،دیکانستراکشن،پست مدرنیسم،سمیولوژی (نشانه شناسی(

شماره های منتشر شده
دسترسی سریع

اخبار
کلیه حقوق این وب سایت برای فصلنامه هنر علم و فرهنگ محفوظ می باشد .